گاهنگاری عصر آهن:

به عقیده بسیاری از باستان شناسان ایرانی و خارجی، فرهنگهای عصر آهن بطور ناگهانی در ایران ظهور کردند.و تغییرات بوجود آمده در ساختار فرهنگی ایران توسط اقوام مهاجر ایرانی در اواسط هزاره دوم ق.م بوده، به این ترتیب سنت قدیمی ساخت سفالهای منقوش که تا قبل از ورود آریاییهاتقریبا در سراسر ایران معمول بود منسوخ شد  و ساخت و استفاده از سفال خاکتری صیقل شده جایگزین شد.همزمان با این تغییر سنت تدفین نیز تغییر یافت و تدفین در گورستانهای خارج از محل سکونت جای تدفین در کف اتاقهای سکونت را گرفت.براساس اطلاعات زبان شناسی ظهور ایرانیان در فلات ایران را نمی توانزودتر از قرن نهم پیش از میلاد دانست.با توجه به این امر نتیجه گیری باستان شناسان، زبانشناسان و مورخین درباره این تاریخ کاملا متفاوت است.باستان شناسان با تجزیه و تحلیل های خود که براساس سفال استوار است ، این زمان را هزاره دوم ق. م و مورخین و زبانشناسان قرن 9 و 8ق.م می دانند.

برای تجزیه و تحلیل و گونه شناسی سفال عصر آهن بهترین روش تقسیم بندی ، براساس تقسیم بندی عصر آهن ایران است.یعنی سفالهای عصر آهن 1،2و 3.

(پدیده سفال خاکستری_سیاه:

ساخت سفال خاکستری ظاهرا از هزاره دوم قبل از میلاد آغاز شد و تا 500 ق.م ادامه داست.این سفالها از سفالهای رنگین پیشین بهتر ساخته شده و از نظر اندام شناسی، زیبا بودن، مقاومت در برابر اتش و تبلیغ اندیشه های آیینی و درونی، یکی از ویژگیهای بارز سفال خاکستری است.

ظهور این سفال را در بهترین کیفین آن در فلات  ایران و از جمله در محوطه های باستانی قیطریه، مارلیک، دیلمانف کلورز، املش، حسنلو و ...شاهد هستیم.مجموعه ای از ظروف لوله دار در تمام میادین باستانی فرهنگ سفال خاکستری رنگ کشف شده که قیطریه به تنهایی زیباترین و بهترین مجموعه را عرضه کرده است و کاملا قابل مقایسه با نمونه های مشابه  از سایر محوطه های عصر آهن ایران و بخصوص شمال و شمال غرربی است.

(هنرمندانسفالگر عصر آهن دیگر وقت آن را نداشتند تا همچون سفالگران هزاره پنجم با رنگ آمیزی به تزئین ظرف بپردازند. زیرا در این دوره به دلیل رواج فلزلتی مثل آهن و مفرغ و افزایش تقاضا برای ظروف شفالی به دلیل افزایش جمعیت، هنرمند سعی می کرد به این تقاضا پاسخ دهدالبته نوع و کیفیت این سفال( سفال خاکستری) دست کمی از سفال پیشین خود 0نخودی و قرمز) نداشت و اکثر آنها بصورت صیقلی ساخته و عرضه می شدند.

گرچه هنوز زمان دقیق ظهور و رواج این سفال و یا سازندگان آن به درستی مشخص نیست با این حال بیشتر نظرات بر این است که ورود اقوام اریایی به فلات ایران در هزاره دوم قبل از میلاد از جمله مواردی است که می توان سفال خاکستری را با آن مرتبط دانست.

                               

در نيمه دوم هزاره دوم پيش از ميلاد، تقريباً مقارن با رواج آهن و نيز  پیدایی کنفدراسیون ایران غربی متشکل از اقوام گوناگون نوعي سفال سياه ـ خاكستري رنگ در مناطق شمال شرقي، شمال و شمال غربي ايران ظاهر شد و موجب بروز دگرگوني‌هايي در ساختار فرهنگي و اجتماعي مناطق ياد شده گرديد. باستانشناسان اين پديده را «فرهنگ سفال خاكستري» ناميده‌اند.

 

معروف‌ترين تپه‌ها و گورستانهاي باستاني كه تماماً يا لايه‌هايي از آنها متعلق به «فرهنگ سفال خاكستري»اند هم زمان با آغاز عصر آهن عبارتند از:

 

شمال شرقي ايران : تپه حصار دامغان، ياريم تپه گنبد قابوس، تورنگ تپه و شاه تپه گرگان.

دشت تهران : گورستان قيطريه و محوطه باستاني كهريزك، گورستان پيشواي ورامين و تپه سفالي روستاي معمورين، گورستان‌هاي باستاني خوروين و چندار در ناحيه برغان.

حاشيه كوير مركزي : تپه‌هاي سيلك، كاشان (گورستان الف و ب لايه پنجم و ششم)

شمال ايران : (مازندران، گيلان، طالش، خلخال، طارم و اردبيل.)

اكثر گورستانهاي باستاني مكشوفه در ارتفاعات و كوهپايه‌هاي البرز مانند: مارليك (چراغعلي تپه)، كلاردشت، اصطلخ جان، قلعه كوتي ديلمان و‌‌…

غرب و شمال غرب ايران : حسنلو، دينخواه تپه، هفتوان تپه، گوي تپه، يانيق تپه (آذربايجان)، گودين تپه (كنگاور)، تپه گيان (نهاوند)، تپه بدهوره (اسدآباد همدان) و‌… .

در ضمن ،براساس مطالعات انجام شده و نتايج آزمايشهاي راديو كربن (كربن 14) سفالينه‌هاي خاكستري مكشوفه از «تپه حصار» و «تورنگ تپه» چند سده قديم‌تر از سفالينه‌هاي خاكستري ديگر مناطق باستاني ايران است)که به طور مستقل به آن می پردازیم).

 

به هر حال كاوشهاي محوطه های باستاني در عصر برنز- آهن و عصر آهن شواهدي از دگرگوني را در ساختار بناها به روشني نشان داده است. در كنار مجموعه‌هاي مسكوني و خانه های اعياني ،ساختمانهاي عمومي براي انجام دادن امور ديواني و مذهبي (معبد) نيز احداث شده است و اين خود گواهي بر تحولات ژرف سياسي ـ اجتماعي در میان اقوام پراکنده ایران به ویژه ازسده‌هاي پاياني هزاره دوم پ.م. است.)

مطالب برداشتی از کتاب فرهنگ عصر آهن نوشته حمید فهیمی است.